درمان تاکیکاردی

تاکیکاردی یعنی آهنگ ضربان قلب بالاتر از ۱۰۰در دقیقه. علائم تاکیکاردیِ ناپایدار عبارتند از درد سینه، شوک و اختلال هوشیاری. تاکیکاردی ناپایدار یک وضعیت اورژانسی تلقی میشود و باید فوراً با کاردیوورژن الکتریکی کنترل شود. در تاکیکاردیهای پایدار، ریتم قلب (یعنی منظم یا نامنظم) و کامپلکس QRS (یعنی تاکیکاردی دارای کامپلکس باریک و تاکیکاردی دارای کامپلکس پهن) باید ارزیابی شوند.
کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک

کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک (HCM) یک بیماری ژنتیکی است و با هایپرتروفی بطن چپی که به علت بیماریهای قلبی دیگر یا بیماریهای سیستمیک به وجود نیامده است، شناخته میشود. بیماران ممکن است بدون علامت باشند یا علائمی مثل درد سینهای، تنگینفس، سرگیجه یا سنکوپ (بیهوشی) را تجربه کنند.
کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو
کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو یا همان کاردیومیوپاتی ناشی از استرس، مربوط است به اختلال عملکرد حاد، ناشی از استرس و برگشتپذیر بطن چپ. این بیماری یک علت نادر اما مهم درد سینه است که میتواند سندرم کرونری حاد (ACS) را تقلید کند. معمولاً به دلیل یک استرس احساسی شدید یا بیماری شدید رخ میدهد، و به صورت تیپیک شاهد بالون زدن (bulging) دیوارهی بطن چپ، که باعث شکلگیری درد سینه و نارسایی قلبی میشود، هستیم.
کاردیومیوپاتی

کاردیومیوپاتیها بیماریهای بافت عضلانی قلب هستند. انواع کاردیومیوپاتیها عبارتند از: اتساعی، هایپرتروفیک، تحدیدی و کاردیومیوپاتی آریتموژنیک بطن راست. کاردیومیوپاتی اتساعی (DCM) شایعترین نوع کاردیومیوپاتی است. اگرچه بیشتر موارد کاردیومیوپاتی اتساعی ایدیوپاتیک یا بدون علت شناختهشده شکل میگیرند، اما تعدادی از بیماریها (به عنوان مثال، بیماری کرونری قلب، بری بری مرطوب)، عفونتها (مثلاً ویروس کوکساکی B، بیماری شاگاس) و مواد (به عنوان مثال، مصرف بیش از حد الکل و کوکائین) به عنوان علل به وجود آورندهی این بیماری شناخته شدهاند.
کاتتریزاسیون قلبی

کاتتریزاسیون قلبی فرایندی است که برای تشخیص و درمان بیماریهای قلبی عروقی به کار میرود و روش انجام آن عبارت است از وارد کردنِ یک کاتتر به داخل یک رگ قلبی (کاتتریزاسیون کرونری) یا حفره قلبی از طریق یک دسترسی عروقی مناسب (معمولاً شریان رادیال یا فمورال). وقتی کاتتر قلبی سر جای خود قرار گرفت، میتواند در ارزیابیِ تأمین خون عضله قلبی کمک کند (آنژیوگرافی) یا به وسیلهی آنژیوپلاستی کرونری با استنت (PCI) قسمتی از شریان کرونری که بسته شده یا تنگ شده را باز کند.
کلیات قلب و عروق

قلب ارگانی عضلانی است که در مدیاستینوم میانی قرار گرفته است و خون را به گردش خون پمپ میکند. قلب توسط پریکاردیوم احاطه شده است و دارای چهار حفره است: ۲ دهلیز (atrium) و ۲ بطن (ventricle). به دهلیز و بطن راست، با هم، قلب راست گفته میشود. به دهلیز و بطن چپ، با هم، قلب چپ میگوییم. دهلیزها توسط دریچههای دهلیزی-بطنی (Atrioventricular valve) از یکدیگر و بطنها توسط دریچهای نیمههلالی (semilunar valve) از شریانهای بزرگ (arterial outflow tract = pulmonary trunk & aorta) جدا شدهاند. دیواره قلب شامل سه لایهی اندوکاردیوم (داخلیترین)، میوکاردیوم و اپیکاردیوم است.
فیزیولوژی عروق

سیستم گردش خون که سیستم عروقی یا قلبی-عروقی نیز نامیده میشود، از گردش خون سیستمیک، گردش خون ریوی، قلب و سیستم لنفاوی تشکیل شده است. جریان خون از طریق سیستم گردش خون توسط قلب تولید میشود. مقاومت عروقی میزان مقاومت در گردش سیستمیک است که باید برای ایجاد جریان خون بر آن غلبه شود.
فیبریلاسیون دهلیزی

فیبریلاسیون دهلیزی (Afib) یک تاکیآریتمی فوق بطنی شایع است که با فعالیت دهلیزی ناهماهنگ مشخص میشود و موجب پاسخ نامنظم بطنی خواهد شد. درحالیکه مکانیسم دقیق آن هنوز ناشناخته است اما ارتباط آن با یکسری ریسک فاکتورهای قلبی (مثلاً بیماری دریچهای قلب و بیماری کرونری قلب) و غیر قلبی (مثلاً پرکاری تیروئید و اختلالات الکترولیت) ثابت شده است. افراد دارای Afib معمولاً بدون علامت هستند. به هر حال وقتی علائم رخ دهند، معمولاً شامل مواردی مثل سبکی سر و تنگی نفس میباشند.
فیبریلاسیون بطنی

فیبریلاسیون بطنی (VF یا V-fib) نوعی آریتمی قلبیِ تهدیدکنندهی حیات میباشد که با انقباضات بطنی نامنظم و با فرکانس بالا مشخص میشود و منجر به از بین رفتن برونده قلبی و ایجاد کلاپس همودینامیک میشود. VF معمولاً ابتدا با یک تاکیکاردی بطنی شروع میشود و در ادامه با یک ریتم خیلی نامنظم که در آن امواج P و کامپلکسهای QRS قابل شناسایی نیستند، خود را نشان میدهد.
داروهای خط دوم پایینآورندهی لیپید
عوامل خط دوم کاهش دهنده چربی ها شامل فیبراتها، رزینهای صفراوی، نیاسین و مهارکنندههای جذب کلسترول هستند. این داروها به طور همزمان با استاتینها برای بیماران مبتلا به هایپرکلسترولمی که به اندازه کافی با مونوتراپی استاتین کنترل نشده است، استفاده میشوند. آنها همچنین به عنوان عوامل خط دوم برای بیمارانی که عوارض جانبی مداوم ناشی از استاتینها را تجربه میکنند (به عنوان مثال میوزیت، میالژی و/ یا میوپاتی) به کار میروند.
